logo
فعاليتها  |  بيانيه‌ها  |  ديدگاهها  |  فيلم و ويديو  |  سايتهای ديگر  
صفحه اول





نسخه مناسب چاپ print

میراث گذشته و مسیر آینده


يکشنبه ۲۲ فروردين ۱۳۸۹ - 11 April 2010

احمد هاشمی


ايران با ماست ... ما ديوانه ايرانيم ... صد ها بار news.gooya.com را چک می کنيم ... از مردم درون ايران بيشتر روزنامه ايرانی می خوانيم ... موقع انتخابات از مردم درون ايران بيشتر حرص و جوش می خوريم ... دعای ربنای رمضان در وبلاگها ما را ديوانه می کنه ... بارها خاطرات ايران را مرور می کنيم ... برامون مهمه الان ايران سرده يا گرم؟ ... پاييزه يا بهار؟ .... مردم خوشحالند يا ناراحت؟ ... عاشق HYPERLINK "http://www.tehrantraffic.com/liveCamera.asp" دوربينهای کنترل ترافيک تهران هستيم ... هر چند وقت يک بار به ايران سفر می کنيم و در تمام روزها و ماههای بعدش با سرخوشی اون به کارهامون ادامه می ديم ... هرچند به روی خودمون نمیاريم ، اما يک چيز را خوب می دونيم: ... ما ديوانه ايرانيم ..."

متن فوق نقل قولی از وبلاک یک مهاجر ایرانی است و واقعیت زندگی کنونی بسیاری از ایرانیان خارج از کشور است.
مهاجرت دلایل بسیاری دارد. دلایل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، جمعیتی، طبیعی، از مهمترین انگیزه های مهاجرت هستند. ایرانیان یکی از سیاسی ترین مهاجرین دنیا هستند. حجم وسیع فعالیت های ایرانیان در خارج از کشور در این چند ماه اخیر در نوع خود بی سابقه بوده است . میدان عمل این فعالیت ها، در کشور های مختلف می باشد. در حقیقت شبکه های ایرانیان خارج از کشور، از شبکه های کشوری متعدد شکل گرفته است. این شبکه ها ، عمدتا باز و سازماندهی نشده اند و در سطح افقی فعالیت میکنند. شبکه های کشوری نیز شامل خرده شبکه های متعددی با جهان بینی و الویت های مختلف هستند و آنها نیز در درون خویش دارای هویت جمعی و اهداف عمومی می باشند. این شبکه ها از یکسو معتقد به اقدام جمعی هستند، اما از طرف دیگر خواهان حق تصمیم گیری برای اقدام مشترک نیز می باشند.
شبکه های درون کشوری از ترکیب پیچیده ای برخوردارند. در درون این شبکه از یک طرف احزاب و سازمانهای سیاسی و قومی حضور دارند و از طرف دیگر نهاد های مدنی فعالیت می کنند.
منظور از این مقدمه ایجاد تصویری از نمای ساختاری شبکه های ایرانیان خارج از کشور بوده است که تا به این سئوال پاسخ داده شود که آیا در چارچوب این نمای ساختاری پیجیده امکان ائتلاف سراسری وجود دارد؟
قبل از پاسخ به این سئوال باید وضعیت عمومی شبکه های ایرانیان خارج از کشور را در دو شرایط قبل و بعد از انتخابات بررسی نمود.
ایرانیان خارج از کشور را به نسبت نوع رابطه شان با جمهوری اسلامی، تا قبل از انتخابات می توان در سه گروه بندی از هم متمایز نمود از یکسو فعالین سیاسی و اپوزیسیون فعال و در سوی دیگر محدود هواداران جمهوری اسلامی، ما بین این دو گروه بخش وسیع ایرانیانی که از جمهوری اسلامی حمایت نمیکردند ولی تمایلی نیز به گروه های اپوزیسون فعال نداشتند.
عمده فعالیت های اپوزیسیون فعال در فضای " سایبر" و ایجاد ائتلافات گوناگون خلاصه می شد، با وجود تلاش های فراوان نتیجه این فعالیت ها چشمگیر نبوده است. فقدان امکانات لازم بعنوان مثال:مالی ، اعتبار در جامعه ، قابلیت و دانش لازم و روابط ، شرایط فعالیت را بسیار دشوار نموده بود. در حقیقت حداکثر فعالیت اپوزیسیون فعال را می توان در مقاله نویسی و روزنامه نگاری در فضای سایبر خلاصه نمود. هرچند گفتمان دموکراسی و حقوق بشر تا حدودی در میان اپوزیسیون فعال جا افتاده بود اما در بخش قابل توجه ای از این اپوزیسیون فعال منش و بینش های کهنه هنوز غالب بوده و با وجود سالها زندگی در کشور های دموکراتیک هنوز فرسنگ ها با ارزش های فرهنگ سیاسی دموکراتیک و سیاست ورزی مدرن فاصله داشته اند و شوربختانه برخی از آنها که مانند فرقه های حاشیه ای چه در رابطه با ایران و همچنین کشور میزبان روزگار می گذرانند طرح های تغییر سیستم در ایران را در سر لوحه فعالیت های خود قرار داده اند.
در کنار فعالین سیاسی و اپوزیسیون فعال، نهاد های مدنی در عرصه های مختلف شکل گرفت که تاحدودی موفق تر از اپوزیسیون فعال بوده و توانسته بودند در میان لایه میانی ایرانیان با فعالیت های حقوق بشری ، فرهنگی و از همه مهمتر در عرصه حقوق زنان تعداد قابل توجهی را جذب خود کنند.
در مجموع می توان گفت نمای ساختاری شبکه های ایرانیان خارج از کشور تا پیش از کارزار انتخاباتی و برآمد جنبش اعتراضی ، فضایی ابرآلود بود. همه تلاش های جدا از هم، برای یافتن راهی که به تشتت و پراکندگی مهر پایان زده شود، بی نتیجه ماند.
با بر آمد جنبش اعتراضی سبز، ایرانیان برون مرز پل ارتباطی و حلقه اتصالی جنبش مردم ایران با دنیای خارج شدند و نقش ارزنده ای را ایفا نمودند. و در این میان اما رل کانون ها و نهاد های مدنی برای سازماندهی و تدارک آکسیون های اعتراضی بسیار قابل توجه است و متاسفانه احزاب و سازمان های برون مرزی نقش بسیار کم رنگی در جنبش اعتراضی ایرانیان خارج از کشور را داشته اند هرچند نقش قابل توجه اعضا و هواداران آنها را در گسترش اعتراضات نباید نادیده گرفت.
از همان ابتدای جنبش اعتراضی ایرانیان برون مرز، موضوع هماهنگی و همگامی شبکه های ایرانیان خارج از کشور مورد بحث و گفتگو قرار داشت.
یکی از مهمترین تجربیات جنبش اعتراضی ایرانیان برون مرز در عرصه سازماندهی همگام و هماهنک، اکسیون اعتراض ۲۵ ژوئیه به ابتکار خانم شیرین عبادی بود. این آکسیون نشان داد که " ائتلاف مستقیم " مجموعه ای از کنشکران با استراتژی های متفاوت برسر موضوع مشخصی ممکن است، طبیعی است که بعد از هر اقدام مشترک ائتلاف موضوعیت خود را از دست می دهد.
در غیر این صورت سر هم بندی ائتلافاتی که بدون توجه به هویت جمعی مشترک، بدون بررسی و تجزیه و تحلیل اشتراکات و تضاد ها و یافتن فرم تشکیلاتی مناسب شکل کیرد، از قبل محکوم به شکست است.
واقعیت این است که ایرانیان برون مرز چه بخواهند و چه نخواهند برای یک زندگی دراز مدت در خارج از کشور برنامه ریخته اند و یا این جور زندگی می کنند. حداقل تجربه این سی سال اخیر نشان داده است که حاشیه نشینی دوگانه نسبت به کشور مبدا و میزبان نتایج مخربی به همراه دارد و از سوی دیگر از این طریق سودی عاید جببش سبز نخواهد شد. اما بلعکس با یادگیری و تمرین دموکراسی در کشور میزبان که توام با ایجاد رابطه و قابلیت و دانش است بهره بیشتری نصیب جنبش سبز خواهد شد. آشنایی با نوآوری فرهنگی، اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی در کشور میزبان می تواند پروسه تولید فکر و ارائه دیدگاه ها و راه حل ها را در مسیر پیچیده و دشوار گذار به دموکراسی در ایران، هموار کند.
لذا مهمترین وظیفه لحظه فعلی، تکوین و توسعه جامعه مدنی مهاجرین در کشور میزبان است و این مسئله بدون شرکت فعال در پروسه زندگی روزمره در ابعاد فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی و غیره ممکن نیست. اینکه آیا مناسبات جامعه مدنی مهاجرین ایرانی در کشور های مختلف در آینده با هم چگونه شکل خواهد گرفت موضوع تحقیقی بسیار وسیعی خواهد بود.





balatarin Balatarin    donbaleh Donbaleh    Share/Bookmark


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد را اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد
صفحه اول